در دهه ۶۰ میلادی بود که ژان-لویی شانِئاک ایدهی سلولهایی را مطرح کرد که به ساکنان مجتمعهای مسکونی اجازه میداد واحدهای خودشان را هرطور که میخواهند گسترش دهند. در ژنو، مارسل لاشات این ایده را اجرا کرد در حالی که بهتازگی صاحب فرزند شده بود و موفق نشده بود آپارتمان بزرگتری تهیه کند. عکسهای آن منتشر شد و این شد داستانی از معماری انگلی یا افزوده؛ هرچند یک روز بیشتر روی دیوار باقی نماند.
در ابتدا، این معماری پاسخی بود به نیاز شهری؛ راهی برای بازپسگیری تراکم از دسترفته، پُرکردنِ فضاهای بلااستفاده و افزودن کاربریهای کوچک بر کالبدهای موجود. اما بهمرور، این رویکرد از یک راهحل شهری فراتر رفت و تبدیل شد به ابزار نقد؛ نوعی مداخلهی معاصر که تلاش میکند بناهای تاریخی یا فرسوده را دوباره فعال کند نه از راه مرمت محافظهکارانه، بلکه با افزودن یک عنصر جدید، متفاوت و حتی تهاجمی. برای مثال، در پروژهی کریستــال از دنیل لیبسکینــد یک حجم شیشهای و فلزی را به کالبد سنگی موزهی سلطنتی انتاریو افزود؛ حجمی که عمداً طوری طراحی شد تا نمای کلاسیک بنا را بشکافد و حضور خود را آشکارا جدا از میزبان اعلام کند.
معماری پارازایتیک چند شرط اصلی دارد: چیزی به کالبدِ موجود اضافه میشود؛ با بنا تضــاد آگاهانه ایجاد میکند؛ مقیاس انســان و شهر را دستخوش تغییــر میکند؛ و در نهایت، بهعنوان یک موجود جدید در کنار میزبان ظاهر میشود.
در ایران نیز بهنظر میرسد خانهی شاعر، یک پروژهٔ ترکیبی باشد: یعنی: خود پروژه اقدام به «بازبرنامهریزی»ِ بنا کرده (پس عنصری از معماری انطباقی دارد)، اما قلمرو بصری، سازهای و روایتیِ غالب را عنصرِ قرمــزِ پارازیت تعیین میکند. نام معماری انگلی شاید در ظاهر مناسب بهنظر نرسد اما هدفش تخــریبِ بنای قبل نیست. بلکه یک جسم جدید به یک کــالبد موجود وصل میشود و بخشی از آن را مصرف و سپس فعال میکند.
در فصل سوم موشندیاگرام (موشنــان)، به روشی دقیق و سادهسازی شده یک معماریِ پارازایتیک را در تهران طراحی، ترسیم و متحرکسازی میکنیم این ورکشاپ با ۲ جلسه آنلاین و ۸ جلسه حضوری در تهران برگزار میشود. موشنان پیشنیاز تحصیلی یا نرمافزاری ندارد.


English